ساله که بودم یک روز پدرم تصمیم گرفت مرا به خانواده ای بفروشد، اما دوستش با پرداخت مبلغ ?? هزار تومان او را از این کار منصرف کرد و من دوباره به خانه برگشتم. وقتی جلوی چشمان مادرم ظاهر شدم او به جای این که مرا در آغوش بگیرد دستم را فشاری داد و گفت: اگر تو نبودی طلاقم را می گرفتم و جان خودم را آزاد می کردم.
در آن لحظه مادرم را بوسیدم تا کمی آرام بگیرم ولی افسوس که نمی دانستم آرامش در زندگی نکبت بار من معنا و مفهومی ندارد. سال ها به سرعت گذشتند و پدرم روز به روز بیشتر در لجنزار اعتیاد فرو می رفت.
هروئین و سپس کراک بدن او را پوک کرده و مثل مرده متحرکی شده بود. با این وضعیت مادرم که روابط مشکوکی با مرد غریبه ای داشت طلاق گرفت و راه زندگی اش را از ما جدا کرد.
دختر نوجوان در دایره اجتماعی کلانتری امام رضا(ع) مشهد افزود: من و پدرم در اتاقی ?? متری زندگی جدیدی را آغاز کردیم و هر شب دوستان بی سر و پایش برای مصرف مواد مخدر به خانه ما می آمدند و تا نیمه های شب بیدار بودند. با رفت و آمد این افراد لاابالی به خانه ما، احساس ناامنی شدید می کردم و هر شب مجبور بودم تا موقع رفتن آن ها بیدار بمانم . متاسفانه چند شب قبل در خواب بودم که متوجه شدم یکی از میهمانان پدرم قصد دارد مرا مورد آزار و اذیت قرار دهد. بلافاصله بلند شدم. فکر می کردم پدرم خوابیده است اما او در گوشه ای نشسته بود و چرت می زد. با دیدن این صحنه به شدت ناراحت شدم، وسایلم را جمع کردم و به خانه دوست پدرم که یک بار هم در زمان کودکی به دادم رسیده بود رفتم. او با شنیدن مشکل به وجود آمده عصبانی شد و با دایی ام که در مشهد زندگی می کند تماس گرفت.
دایی رحمت که به ظاهر ناراحت شده بود گفت: خواهرزاده ام را بفرستید، خودم نوکرش هستم و از او نگه داری می کنم. دوست پدرم با شنیدن این حرف مرا راهی مشهد کرد اما در این جا هر چه با شماره تلفن داییام تماس می گیرم گوشی اش خاموش است و جوابم را نمی دهد. با فرا رسیدن تاریکی شب و مزاحمت چند جوان، خودم را به کلانتری رساندم تا شاید راه نجاتی پیدا کنم.
نمی دانم چرا باید کار من به این جا کشیده شود و به این همه بدبختی بیفتم. به راستی والدینم با این همه اشتباه در روز حساب چه جوابی به من خواهند داد؟ امیدوارم هیچ کس اسیر اعتیاد نشود که این بلای خانمان سوزی است.درخور یادآوری است با تلاش کارشناس اجتماعی کلانتری امام رضا(ع) دایی دختر نوجوان شناسایی شد اما اوطی تماس تلفنی اظهار داشت که به هیچ عنوان حاضر به قبول مسئولیت خواهرزاده اش نیست لذا این دختر بی گناه با هماهنگی مقام قضایی به سازمان بهزیستی تحویل داده شد.